سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
18
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
1 - تعليل اوّل كه گفتيم حاجت ما را دعوت نموده كه ابراء قبل از استقرار جنايت را از نظر شرع تصحيح كنيم و پرواضح است در وقتى كه مريض خود حيات دارد مكلّف به ابراء مىباشد چه آنكه او بمعالجه نياز دارد نه ولىّ و وقتى نياز و حاجت مجوّز ابراء قبل از استقرار جنايت بود لاجرم مبرء مىبايد صاحب نياز باشد نه ديگرى . 2 - مجنى عليه وقتى به ديگرى در انجام جنايتى بر وى اجازه دهد ضمان اين جنايت كه امر غير مشروعى است ساقط مىباشد پس اذن وى به طبيب در معالجه كه امر جايزى است بطريق اولى بايد مسقط ضمان باشد . ولى در عين حال ممكن است اين تنافى بين ظاهر كلام مصنف ( ره ) و روايت را بر طرف نموده و بگوئيم : بين فرموده مصنف ( ره ) كه مبرء را خود مريض دانسته و تعبير روايت كه ولىّ مريض را بعنوان مبرء معرّفى نموده هيچ تنافى نيست زيرا مىتوان مريض را با تكلّف از مصاديق ولىّ قرار داد چه آنكه منظور از [ ولىّ ] معناى واسع و گسترده آن است يعنى عهدهدار و سلطان اعمّ از اينكه عهدهدار نفس خويش بوده همچون مريض و هرشخص بالغ و عاقلى يا عهدهدار ديگرى باشد نظير كليّه اولياء چون پدر و جدّ و حاكم و . . . . قوله : و لو ابرئه المعالج : ضمير منصوبى در [ ابرئه ] بطبيب راجع بوده و كلمه [ معالج ] بفتح لام بوده و مقصود از آن مريض مىباشد . قوله : قبل وقوعها : يعنى وقوع جنايت . قوله : لمسيس الحاجة الى مثل ذلك : كلمه [ مسيس ] يعنى كشاندن و دعوت نمودن و مشار اليه [ ذلك ] ابراء مىباشد .